تبليغاتX
روز چهل و سه طلوع - نامه‌ای به کارگردانی که دوست‌اش دارم
سلام آقای مهرجویی

دیشب فیلم "سنتوری" را دیدم. یک سی دی برداشتم و به منزل دوستی رفتم و چند ثانیه طول کشید تا همه زحمت شما و گروه‌تان را روی آن ریخت. احساس گناه نمی‌کنم، اگر شما راضی نبودید که فیلم را بدون رعایت حق مولف آن نباید دید. چرا نباید می‌دیدم؟

من حق دارم فیلم "سنتوری" را ببینم. این حق من است بدانم کشورم بر سر یک فیلم چه می آورد؟ حق من است فیلم مهرجویی را ببینم، وقتی تمام دیالوگ‌های "هامون" و "پری" او را هر روز با خود زمزمه می‌کنم. باید بدانم در آن چیست که اینگونه آن را بی‌رحمانه سانسور کرده‌اند. حق من است بدانم مملکت دارانم چه با خود فکر می‌کند؟ چرا فیلم را نمی‌دیدم وقتی تنها با دو ساعت باورم می‌شود که این وطن هرگز برای "ما" وطن نبوده است.

آقای مهرجویی،

من این فیلم را دیدم و به هر کس که بخواهد عمیقا بداند در کجا زندگی می‌کند، خواهم داد. بگذار همه ببینند چه بر سر مردم دارد می‌آید... چرا نبینیم؟ خسارت چند میلیونی ارزش ندارد... بگذارید همه بدانند این مملکت با مردم چه کرده و نه "اعتیاد". اینها با خودشان هم درگیرند تا حدی که نزدیک انتخابات خواستند بازار این فیلم را داغ کنند تا باز هم به بازی احمقانه‌شان ادامه دهند.

"سنتوری" را باید دید.

------------

"سنتوری" یکی از اجتماعی‌ترین فیلم‌های داریوش مهرجویی است. شاید در کنار فیلم "خون بازی" رخشان بنی‌اعتماد و "شمعی در باد" پوران درخشنده می‌توانست موثرترین فیلم‌های اجتماعی با موضوع اعتیاد باشد که گویا در ایران بی‌داد می‌کند.

پ.ن. اگر مطمئن شوم که شماره حسابی که اعلام شده برای مهرجویی است حتما پول بلیط ام را واریز خواهم کرد. من "سنتوری" را در سینمای خانگی دیدم.

+پنجشنبه 2 اسفند1386 |