«...رو اخترک من که به این کوچکی است، همينقدر که چند قدمی صندلیات را جلو بکشی میتوانی هرقدر دلت خواست غروب تماشا کنی. يک روز، چهل و سه بار غروب آفتاب را تماشا کردم! خودت که میدانی وقتی آدم خيلی دلش گرفته باشد از تماشای غروب لذت میبرد. خدا میداند آن روز چهل و سه غروبه چهقدر دلم گرفته بود...»
شازده کوچولو نوشته: آنتوان دو سنت اگزوپری برگردان: احمدشاملو